من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

مهشاد جونم من ادرس وبلاگت رو ندارم تو هم توی کامنتات ادرس نمیذاری واسه همین نتونستم بیام

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد


۱- امروز ۲۳ فروردینه

امروز تولد عطیه جونمه

پس امروز روز قشنگیه

روز شیرینیه

روز خوبیه

روز شادیه

امروز روز قشنگ و شیرین و خوب و شادیه حتی اگه همه ی غم های دنیا هم بیاد سراغم

حتی اگه ...

2-  چند بار باید بگم هر کی هر چی توی دلشه بی رو در باسی به خودم بگه؟

۳- کم کم خبرتون می کنم که آپ کردم

۴- توی سال جدید یه تغییری توی قسمت نظرات دادم از این به بعد توی کامنت اول هر پست یه دیالوگ که به دلم نشسته از فیلم هایی که دوست دارم میذارم.


برای شادی روح فامیل یه دوست که بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکنه واسم عزیزه یه فاتحه بخونید

 


ادامه مطلب
+تاریخ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:44 نویسنده افشین |